|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
نام و ننگ
تشنه ترین ترانه ساز ، تو شهر سایه ها منم
اما توی ترانه هام دریا رو فریادمی زنم
بغض هزار تا حنجره تو سیم گیتار منه
هر نفسم به این سکوت ، هزار تا خنجر می زنه
ترانه ها زبانه زد ، در رو سکوت نارفیق !
خشک تر آتیشش می گیرن تو هرم شب سوز حریق !
ای روزگار سنگی ! ما نام و ننگ نخواستیم !
ماهی سرخمون رو شام نهنگ نخواستیم !
خوب می دونیم که عمر پروانه ها یه روزه
ما عمر نوح رو توی پیله ی تنگ نخواستیم !
من آخرین حادثه ام تو این سکوت یکنواخت
اون کسی که تو هق هقش به گریه قافیه نباخت
اما برای تو کی ام ؟ یه تک درخت توی کویر
رو قله ی ترانه ها ، اما تو بند تن اسیر
یه انعکاس از یه سکوت ، به چلچله توی خزون
یه بادبادک بدون نخ ، گم شده توی آسمون
ای روزگار گرسنگی ! ما نام و ننگ نخواستیم !
ماهی سرخمون رو شام نهنگ نخواستیم !
خوب می دونیم که عمر پروانه ها یه روزه
ما عمر نوح رو توی پیله ی تنگ نخواستیم !■
|