|
|
خط آفتابی
خورشید !از اونور ابرا یه طلوع تازه تر کن !
از شکوه دلسپردن آدما رو باخبر کن
بی تو هر ثانیه ی شب خنجرم می زنه از پشت
برای دیدن فردا چن تا امروز رو باید کشت
زیر این گنبد نامرد بی تو موندن یه تقاصه
خیلی وقته که شقیقه م تشنه ی تیر خلاصه
خورشید خانم سرپاپتی ! اونور ابرا راحتی
نه دل دل دقیقه یی ، نه دنگ دنگ ساعتی
خورشید خانم سرپاپتی یه برق بی نهایتی
بلای جون سایه و آخر کار ظلمتی
نگو تا طلوع رؤیا صدتا کفش کهنه راهه
نگو اون پلنگ خسته عاشق غیبت ماهه
نگو گل دادن چشمات خبر چهل کلاغه
نگو سرسرای آواز تا همیشه بی چراغه
نگا کن ! قفل سکوتم چش براهه یه کلیده
دست من رو بوم ابری خط آفتابی کشیده
خورشید خانم سرپاپتی اونور ابرا راحتی
نه دل دل دقیقه یی ، نه دنگ دنگ ساعتی
خورشید خانم سرپاپتی ! یه برق بی نهایتی
بلای جون سایه و آخر کار ظلمتی ■
|