آوای آزاد » شاعران » یدالله کریمی »
اشک های او برف بود. او غم را به سپیدی می گرید. می بارید که تا همه زشتی های زمین را خیمه ای باشد. او چون مادری می بارید. بَدْ فرزندان, زمین را درک کی برف را خواهد بود؟ او خود برف بود. فرانکفورت 10.02.1999
بالای صفحه
در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.
AVAyeAZAD.com © 2003-2009