|
|
ستایش
مفراموش!
آن جوانه های, کوچک, سخت کوش
که تا میلاد, جنگل, آرزو
می بَرندهزاران سنگ, اکوان
بر دوش.
آن خاکساران
می, رنجْ گُساران،
که تا مرز, ممکن ها
می پویند با پاهای خُرد
و قلب های بزرگ
راه باید رفتن را.
این شانه های کوچک, گیاهی،
افق: ....
راهی.
فرانکفورت 11.08.1996
|