فهرست اشعار
<
شاعران نامی معاصر
<
ورودی
>
یدالله رویایی
پایان
زبانی دیگر
بر ساحل
تعبیر
از پنجره
بیزار
شبگرد
شعر سنگ
نقشی از قهوه
رفته
سفر یوش
گامی در بیراه
پاره هایی از یک منظومه(غوغا و سکوت)
ظهر
غروب
شب
صبح
بر جاده های تهی
(گزینه)
از دوردست عمر
زخم ظریف عقربه
وقتی ه باد می آمد
دیار من همه ی طول راه بود
زیرا در آسمان
شب در گریز اسب سیاه
در چتر های بسته باران است
با کاروان من
تا از سپیده گفتگوی مشروط
در باز بود ، اما
بر ارتفاع زخم
قلبی میان ما می زد
در اوج خود کبوتر
و باد
از سطح سنگ
در گفتگوی ما
آنگاه کویر مشکل را
و بین آسمان و صبحانه
در حاشیه ی مرگ
شب را به صحبتی
و شکل راه رفتن تو
در کوچه های شن
از ترس بودم
زیرا خلاصه ی تن تو
تمام فاجعه از چشم
دلتنگی ها
میوه های ملال
ییز سبز
در آفتاب سبز نگاه او
دختر تصویر 1
دختر تصویر 2
دختر تصویر 3
دختر تصویر 4
درخت تنهایی را می داند
از دوستت دارم
پیوند
خک سیاهی است
طبیعت سکن
من از دوستت دارم
(گزینه)
لالایی لای
حسرت
دوبیتی ها
شب و خوابیدن تنهای چوپان
در همسرایی رختشوها
آوازها و ترانه ها
(گزینه )
بالای صفحه
|
زندگی نامه