|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
3
وقتی که باد می آمد
آواز شن
درهای بسته را دربانی می کرد
در پشت بسته ی درها ،شن
پهلو گرفت
و ما
از نان و روزنامه سخن کردیم
تنهایی قدیمی دنیا
در حرکت ریه هامان
در سینه ها تنفس می شد
زندانیان شن
وقتی که باد می آمد
از نان و روزنامه سخن کردند
چه تابناک بود طعام ما
|