18
و بین آسمان و صبحانه
آوار بیزاری ست
وقتی که بیزاری
در خستگی کاغذ
ناسازی اعداد
آوار شود
و خستگی کاغذ بیمار رقم
با دست قدم روی صدایی بگذارم
که طول مدید خون اسبی را
وقتی که جوان بودم
در کوچه های تنگ شیهه می کرد
قلبی که جنگل مؤنث ضربان است
اینک
با طول مدید خون من
رفتاری مردانه دارد
|