آوای آزاد »  شاعران » طیبه تیموری نیا »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

2

قدم می زدیم
باهم بر سنگفرش پائیز مداوم اندوه
آنگاه که هیئت رویایی ما
عاشقانی را می مانست
که راه را جسته بودند
و عشق را
دیدگاهی کرده بودند
در جاده ای که میل رسیدنی
درآن زاده نمی شد
عاشقانی را که تکیه بر هم کرده بودند
تمامیت آبرو و آرزوهایشان را
در پندار پریشان من قدم می زدیم
باهم
روزهای بی شمار
آه شبهای بی دریغ...
در پندار تنها آرزویی که تو از من دریغش داشتی!
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009