پری
(به پری کوچکی که نمیدانم حالا
کجاست)
پری ناز برفی
خاتون شهر قصه
بانوی فصل سرما
غم تو دلش نشسته
نگاش یه کوه درد
مغرور و خیس و خسته
حس میکنم که بغضش
راه گلوشو بسته
حرف دوست دارم رو
از تو نگام میخونه
اما دلش نمیخواد
دیگه پیشم بمونه
همش دعا میکنم
بازم با من بمونه
اما پری برفی
خونش تو آسمونه
لحظۀ سال تحویل
برای من عذابه
پری کوچیک من
واسه همیشه خوابه
پری برفی من
کاشکی یه روز دوباره
بشه تو رو ببینم
بهم نگو محاله
پری خوشگل من
میخوام یادت بمونه
یکی همیشه اینجاست
که عاشقت میمونه
پری ناز برفی
به پای تو میمونم
بازم ترانه هامو
برای تو میخونم
|