آنگاه
دستهای تو را
خواب دیدم
دو کوله بار حسرت و تردید
دو سایبان، دو انتظار رسیدن
آنگاه
چشمهای تو را
خواب دیدم
دو سر سپردۀ بیباک
دو راهزن، دو ستاره
آنگاه
قلب تو را
خواب دیدم
آن بیکرانۀ عاشق
رها، دیوانه وار صمیمانه
آنگاه
تو را
خواب دیدم
یک راز، یک فصل
یک ترانۀ بی پایان
و بیدار شدم،
عاشق شده بودم.
|