سوزان یگانه


رنگ جماعت

باز هم صبح آمد،
باز هم دغدغه ها.
باز هم نجواها.
باز هم رنج سکوت.
باز هم باختن و
سوختن و
مات شدن.
و شنیدن که چرا،
رنگ مردم نیستی؟؟!!!!!

کار سختی هم نیست،
مثل مردم بودن،
رنگ آنها شدن و
دم بدم خندیدن.
کار سختی هم نیست،
جای دریا بودن
بشوم مردابی:
جای مدفون شدن روز پسین
جای مدفون شدن رویاها
جای مدفون شدن عشق،
یقین،
آزادی.

باز هم صبح آمد،
گل آفتاب پرست،
رو به خورشید بچرخ.

 

بالای صفحه