آوای آزاد »  شاعران » سهراب سپهری »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنبش واژه زیست

 پشت کاجستان، برف
برف، یک دسته کلاغ
جاده یعنی غربت
باد ، آواز، مسافر و کمی میل به خواب
شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط
من، و دلتنگ، و این شیشه خیس
 می نویسم، و فضا
می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک
یک نفر دلتنگ است
یک نفر می بافد
یک نفر می شمرد
یک نفر می خواند
زندگی یعنی: یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی ؟
دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید
کودک پس فردا
کفتر آن هفته
 یک نفر دیشب مرد
 و هنوز نان گندم خوب است
 و هنوز آب می ریزد پایین، اسب ها می نوشند
قطره ها در جریان
برف بردوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009