آوای آزاد »  شاعران » اشعار کارو »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

  مسيح با سليقه ی اشرافيان و ناز نعمتان!

تو ای مسيح !

ايکاش گمنام می ماندی!
در دهکده ای کزو پرنده ای
نمی پريد!

وينگونه مصلوب نمی شـدی
هر روزه
ای بخشش!
ای سکوت!
در دست بی رحمانه ی
اين پيــروان خويش!

وينسان ای مسيح

قرن ها خون
بر سنگفرش های رم
نمی ماسيد!
و رنگ روشن بر چهره ات
پاشيده نمی شد
تا باب سليقه ی اشرافيان
شوی!
زيرا که شيطان را رنگ
تيـره و
فرشتگان روشن اند!

تو ای مسيح!

ايکاش گمنام می ماندی
در دهکده ای
کزوهرگز پرنده ای
نمی پريد!

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009