رسیدن
او می رسد
با باله های نازک خسته
و فلس های سخت گلنک
اومی رسد
انباشته از نطفه های خرد
در بطن بطن خود
او می رسد
با قطره های خون
که پخش می شوند
پشت سرش در آب
مانند زنجیر
زنجیر های سرخ
آویخته از لاله های گوش
آرامش آبی دریا را می آشوبد
آلایش خک
آلایش خون
از راه می رسد
راهی خلاف سیر مانوس
راهی دراز و دور
|