آوای آزاد »  شاعران » سیما یاری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرخ و سبز

 گیلاس ها سرخ اند
 و برگ ها سبز و درخشان
 در آفتاب ظهر خرداد
آن شاخه ی کبود کجا رفت ؟
آن شاخه ی عریان
که می گفتی
تا لحظه ی دیگر
 خواهد شکست از تندباد دی
خواهد شکست از ضربه ی رگبار
خواهد شکست از سردی برف
بر شانه های نازک لختش
این شاخه ی خشکیده ی خالی
 که می گفتی
حتی کلاغ ها با او نمی ماندد
گیلاس ها گهواره های هسته ی پنهان
در پرده های سبز براق
ایوخته اند
 از شاخه ی بلند
آن شاخه کو ؟ آن شاخه ی تنها ؟
در آفتاب ظهر خرداد
گیلاس ها
سرخ اند


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009