میدان فردوسی
در کنج میدان
جایی که آفتاب
می تابد اول
جایی که آفتاب
در آسمان آن
پیش از غروب
با چند خط تند می اندازد
طرح طلوع را
آنجا
با کفش های سرخ
جوراب های سرخ
پیراهن سرخ
و شال سرخ سرخ
هر روز می آمد
و می نشست زن
و چشم می دوخت
به انتهای محو خیابان
در بوی غنچه های کوچک سرخش
که باز می شدند
هر روز تا غروب
در چین دامنش
هر روز
هر روز
|