شمارش معکوس
خشاب پر شده ست
و ماشه آماده ست
گذار می کند از لای پلک برق نگاه
و تند می چرخد
به روی تک تک اشیا
کتابخانه ی در هم
و تخت خواب شکسته
لحاف پاره شده
و ذره های مرکب که پیش می تازند
میان نقش گل و بته های روشن فرش
و جنبش آونگ
ستاره ی قطبی در آسمان پیداست
و ماه می گردد
دوباره دور زمینش
زمین
به دور یک خورشید
و چرخ خورشیدی
خشاب پر شده ست
و گشت عقربه
از پشت شیشه
معلوم است
|