بازار کار
مردان ژولیده
از صخره های کارهای گنگ می ایند
تا آخرین پس مانده ی خود را رها سازند
در آب های تیره ی بستر
در خوابهای پر پری
در خوابهای پر عسل
در خواب های رودهای شیر
بوی دهان روز فرتوت
بوی دهان باز تقدیر
بوی دهان بادهای لا ابالی
که از فراز جوی های شهر می ایند
حال و هوای خواب ها را می زدایند
مردان ژولیده
پا در خیابان می گذارند
طی می شود از تو
صخره پس از صخره پس از صخره
|