|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
ماهی
بر خاک می تپید
ماهی
ماهی کوچک
بیرون از آن حوض
آن حوض پر آب
بر خاک می تپید
بالا و پایین
بالا و پایین تیزی سنگ
بر فلس هایش خط می انداخت
خط های خونین
سر بر زمین می کوفت
لب را تکان می داد
از حلق تشنه اش
بی تاب بی تاب
تنها هجای صاف و بلندی که می شناخت
می ریخت در فضا
بیرون از آن حوض
آن حوض پر آب
|