آوای آزاد »  شاعران » سیما یاری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آتش جاوید

 آن روز ها من فکر می کردم
نام تو را تکرار خواهم کرد
 من فکر می کردم زمان می ماند اینجا
 در تارهای گیسوانم
 جایی که آن شب آشیان بوسه ات بود
 جای که می گفتی بر آن خورشید خفته است
من فکر می کردم حقیقا
 در لحظه ی پیوند ما در من شکفته است
اما زمان آمد مرا برد
 با گیسوانم فکرهایم
 آن قدر آسان مثل این که کاغذی را آب یک جوی
آه از هیولای فراموشی که حس خسته را خورد
 بی شک مسیر هیچ رودی سوی مبدا نیست
با این همه گاهی حقیقت
در فکر های کودکانه است
من فکر می کردم
در لحظه ی دزدانه ی پیوند آنجا
آن آتش جاوید در من نطفه بسته است


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009