آوای آزاد »  شاعران » سیما یاری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمام رنگی

وقتی که سوسک ها
آرامش ظریف مرا خرد می کنند
پروانه های کوچک احساس شعر من
چون ذره های نور
 از درزهای باز در و پیکر اتاق
انگار
 تا یک سیاه چاله ی بی نام و دوردست پرواز می کنند
و در تمام شب
من مثل کودکی که فهمیده باز هم
آن مرد پرتقال فروش عجیب را پیدا نمی کند
مبهوت و شرمسار
 از کاغذی که رنگ رخانش
در قبض انتظار پریده ست
هر ناسزای غیر مجاز و مجاز را
 بر خیل سوسک های تبه کار می آورم به لب
و با گریزی نیز
 به یک مکان امن پناهنده می شوم
و فکر می کنم من سوسکی ندیدم
و فکر می کنم
 به بالهای رنگی
 پروانه های شعر
 در دشت های دور

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009