|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
جفت
خفته روی بستر مهتاب
گربه را در تمناها است
می زند بر سینه گرم هوس ها چنگ
سایه اش را همچو جفتی می کشد بر خویش تنگاتنگ
دم به روی ناف می لغزاند و سر می کند در دستها پنهان
می گشاید ران
می سراند گرده را در چین امواج پرندی پوش
می رود از هوش
گربه تنها روی بستر
ماه را در برکه چشمان چو قویی می دهد بازی
|