|
|
دریا
زندگی دریای سرشوریده ای است
ترش روی و تلخ کام و پاک دل
هر که باکش نیست دریا رام او است
بی دلان را پای می ماند به گل
ماهی مرداب غم
آب شیرین آرزو داری بیا
موج سر بر کرده می خواند تو را
تاب بی تابی از او داری بیا
چنگی دریای دور
پرده ساز نغمه های آرزو است
رنگ و آهنگ است و شور و شعر و عشق
ماهی من هر چه می خواهی در او است
در دل دریای سبز
پیچ و تاب و جنبش و گرداب هست
گناه توفان هست و سیلاب بلا
گاه گاهی بوسه مهتاب هست
گر نهنگانند در پیراهنش
گنج مروارید در پاچین او است
گر سبکبالی چو زورق بگذری
ور گرانی مرگ این ایین او است
با هزاران شاخسار شط و نهر
بر دل دریا ره است
می زنی بر گیسوانش بوسه ها
گر تو را ای شوق جان آگه است
چنگی دریا است کاندر شور خویش
می نوازد نغمه های زیر و بم
آب شیرین موج سرکش دست باز
بال بگشا ماهی مرداب غم
|