آوای آزاد »  شاعران » سیاوش کسرایی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاییز

برخیز و می بریز که پاییز می رسد
 بشتاب ای نگار که غم نیز می رسد
یک روز در بهار وطن سرخوش و کنون
 دور از دیار و یارم و پاییز می رسد
 ساقی بهوش باش که بیهوشی ام دواست
افسوس باده خاطره انگیز می رسد
تا بزم هست جمله حریفند و همنفس
هنگام رزم کار به پرهیز می رسد
تا یاد می کنم ز اسیران در قفس
اشکی به عطر و نغمه درآمیز می رسد
گرمیوه امید نیامد به دست ما
 دست شما به در دل آویز می رسد
برخیز و موج را به نگونساری اش مبین
 دریادلا که نوبت آن خیز می رسد

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009