آوای آزاد »  شاعران » سیاوش کسرایی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

خواب شمع

خاموش وار آمد
همچون نسیم صبح سبک پای و بی شتاب
تابید
در ظلمت و سکوت به ویرانه های شب
مانند روشنایی معصوم ماهتاب
چه مهربان به زمزمه جاری شد
چون چشمه فروتن دره
تا خاک تشنه را برساند کفی ز آب
او شعر می سرود
اندک و کوتاه
گویا دمی و آه
اما
گلبانگ او پیام به فردا بود
 کز درد برکشید در این خانه خراب
شب زنده دار شمع
که اینک
یادی ز شعله بود گرمی دود آلود
در گرگ و میش صبح
بالی کشید یک دم و آرام شد
به خواب

 

 
 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009