آوای آزاد » شاعران » سیاوش کسرایی »
آن شب به نیمه شب یک باره ریختند شش نفر کشتند دیدند هر چه بود شکستند هر چه بود چیزی نیافتند آن گاه هفت تن از در برون شدند و چون اشک مادرم در پرده سیاه شب و کوچه گم شدند اینک کنار پنجره تنهاست بیوه زن
بالای صفحه
در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.
AVAyeAZAD.com © 2003-2009