باد هار
این صدای چیست ؟
این چیست که هر شب تار می تند بر گهواره مغزم؟
این صدای کیست که در کوچه من شعر می خواند ؟
فریاد باد
زوزه می کشد
آوازه خوان در کوچه شعله های سکوتم را بر هم می زند
این بوی چیست ؟
نعش گندیده من ؟
جسد بی گریه من ؟
باد هار شده است
باد پریشانی را
باد یأس خفته را بیدار می کند
آری ...
این باد است که هر شب مرا آزار می دهد
احساسم را بیمار می کند
این یأس در کجا خفته است ؟
این چیست که امیدهای دروغین را در سینه خاموش می کند ؟
این چیست که سکوت شبم را از بین می برد ؟
باد است ...
باد هار شده است ...
باد است که در مغزم ویراژ می رود ...
سیم های مغزم را بیدارمی کند.
بو ... بوی چیست ؟
آه ... این بوی خک است که باد به اتاق آورده
این طرح خک است که تصویرش بر پیکرم نقش بسته
این بوی مردگی ست .
|