شهرام شاهرخ تاش


هجوم

چه قدر کرکس ؟
به سوی هر گلی که دست می برم
کرکسی بر آن نشسته است
دور خورشید
هاله ای از کرکس است
به دور ماه
نیز
کرکس ها
شب و روز نمی شناسند
همه جا هستند
و بر لاشه ات پنجه می فشارند
 

بالای صفحه