شهرام شاهرخ تاش


تریای تنهایی

گلدان هایی ظریف
با گل هایی که حرفی با تو ندارند
 فنجانی قهوه
 آمیخته با هزار نقش
از اعصاب خاکستری ِ گیتار و آتش
صندلی های خالی
 میز های انتظار
نگاهی به خیابان پیچیده به هیچ های متصل
آفتاب پوسیده ی پاییزی
 و ضمیر بادی که تو را با برگ های زمین می برد
 سیگاری روشن می کنی
 سفارش فنجانی قهوه ی دیگر
 

بالای صفحه