شهرام شاهرخ تاش


گستره ی بی انتها

چه نابم می کند سرودن
 چشمه ای زلال و
 اقیانوسی
 که تاج زمین را بر سر دارد
 و مروارید ها
گرانبهاتر از آنند که قیمتی یابند
می آیی
از همه جای این گستره ی بی انتها
 و ماه را
 در آبگیر های ساده
 آرام
می دهی
 جزیره ای شکفته
از عطر سپیده دم برگ ها و شبنم هاست
که سراب هذیان کویر را
 خاموش می کند
 مرموزتر از آنی
 که محراب شوریده ی قامتت را
 آینه ای سازم
 می آیی
 به لطفات انگشت های نسیم
 ناب
- درست مثل خودت !
 و دیگر عشق -
حتی
 وقتی
 که ویرانی ِ خشونت احاطه ی طوفان را
 به اعماق
 پرتاب
می کنی
 

بالای صفحه