شفیعی کدکنی (م.سرشک)


 به یک تصویر

دیدمت میان رشته های آهنین
 دست بسته
 در میان شحنه ها
 در نگاه خویشتن
شطی از نجابت و پیام داشتی
آه
وقتی از بلند اضطراب
تیشه را به ریشه می زدی
قلب تو چگونه می تپید ؟
ای صفیر آن سپیده ی تو
 خوش ترین سرود قرن
شعر راستین روزگار
وقتی از بلند اضطراب
 مرگ ناگزیر را نشانه می شدی
وز صفیر آن سپیده دم
 جاودانه می شدی
شاعران سبک موریانه جملگی
با : بنفشه رستن از زمین
 به طرف جویبار ها
با : گسسته حور عین
ز زلف خویش تارها
در خیال خویش
جاودانه می شدند
آنچه در تو بود
 گر شهامت و اگر جنون
 با صفیر آن سپیده
 خوش ترین چکامه های قرن را
سرود

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه