شفیعی کدکنی (م.سرشک)


زخمی

هر کوی و برزنی را
می جویند
 هر مرد و هر زنی را
 می بویند
بشنو
 این زوزه ی شگان شکاری ست
در جست و جویش کنون
 و خک
 خک تشنه
 و قطره های خون
آن گرگ تیر خورده ی آزاد
 در شهر شهرها
 امشب کجا پناهی خواهد یافت
 یا در خروش خشم گلوله
 کی سوی بیشه راهی خواهد یافت


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه