سید علی صالحی


ز

از هفت سر انگشت عطر و نور و حنا
 تنها دو گلبرگ لرزان کوچکترش در باد
 بوی بریدن از بنفشه ی فروردین می داد
 هی تارا تارا
 من خودم شنیدم
 پیامبر بخشوده ی باران ها
 با تو از کدام
از سایه سار کدام راز روشن سخن می گفت
گفت : تنها تفاوت ما
همین بی قراری به هر کس مگوی ماست
ورنه چرا پروانه که رفت
تنها بنفشه ماند و
 همان پنج گلبرگ بی تکانش در باد ؟

 

 

بالای صفحه