سید علی صالحی


ر

یک سازی می زند این رود بی پرده از آواز او
که نگو
 هی از هوای این همه واژه
 وسوسه ام می کند : بیا
اما نمی روم
 چه فایده دارد این رفتن
که باز آمدنش
پرده پوش پشیمانی ست
حقیقت این است
 هنوز میان دریا و دلهره
 مجبورت نکرده اند که بدانی
 باد نمی فهمد
 باد نمی فهمد
بر این بوته ی بی وطن چه رفته است
حالا هی ساز بی پرده
 از پرده در پرده چیزی بزن
چیزی در پرده باز نخواهد ماند


 

 

بالای صفحه