سید علی صالحی


ز

ابرک آسوده ای بالای کوه
زتبقی در باد
 و برف بازمانده ی دی
گیلاس ها شکوفه ها غزاله غفلت
 تابستان تمام افرها
 و تو که ناگهان
 مرا به نام کوچک خودم می خوانی
 نانرنح ها هلو روشنایی راه
جلوباره ی بالای شیب
نام ها رخسارها ادامه آوازها
 و من که خیلی دیر
 نام کوچک تو را در همین ترانه تکرار کرده ام
خدایا این چه رویایی ست
که هرگز شهامت گفتنش را
 به گهواره نداشته ام
 اما به گور شاید


 

 

بالای صفحه