سید علی صالحی


تا ماه
 این ماه ولرم دوگانه
 دیوانه ی من است
 ترسی ندارم
 که رخساره در لمس قرینه ی لغزانش نهان کنم
 اما وای که اگر باد
 از این راز سربسته
بویی برده باشد
 پرندگان حکایت عام الفیل
 سنگسارمان خواهند کرد
 هی تراشیده ی باد و بلور لیموی گس
مگر منت به ترانه تمام کنم
 ورنه کو بر گزیده ای
ه شاعر تر از این تشنه ی خلاص
از قاف و غین این همه غدقن بگذرد
خودت بگو
زنجیر اگر برای گسستن نبود
 پس این دست های بسته را
برای کدام روز خسته آفریده اند

 

 

بالای صفحه