سید علی صالحی


شین

من درد ها کشیدم ام از درازنای این شب بلند
 با این همه
 جهان و هرچه در اوست
به کام کلمه ی باز بی چراغی چون من است
من چکیده ی نور و
 عطر عیش و
 آواز ملائکم
وطنم همین هوای نوشتن از شرحه ی نی است
 همین است که این سکوت بی باده
بر بادم داده است
 ورنه علفزار اردی بهشت را
 کی بی وزیدن از سرمست بابونه دیده اید

 

 

بالای صفحه