آوای آزاد » شاعران » ساناز کریمی »
خطوط زندگی بر صورتم خطوط مرگ بر دستم شب از خطوط باران شکسته بود ابرها شکی نمی سازند رودها بی موج و انسان بی سایه خوابها هستند ابرها هستند رودها هستند و من هستم رویا را به رگبار بسته اند و نا در زیر این همه تگرگ تنها بقا یافتیم
بالای صفحه
در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.
AVAyeAZAD.com © 2003-2009