آوای آزاد »  شاعران » ساناز کریمی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

آزادی

کنون که روح من در درک تشنگی به سر می برد
ابرها در اصالت فردی شان به سر می برند
 ای کاش در میانه ی صحرای هستی ام قطره ای می بارید
 کنون که گوش من
 در انفجار موشک و تانک و سلاح های هسته ای
 در خون افتاده است
ای کاش در میانه ی این خون عصر ما
 سازی م یخزید
تا زخمه های زخم های این شکسته را در خود می نشاند
 کنون که چشم من در ذهن خسته ام
 آزادی روانپریش می هنم را
 در روسپیان و سرنگ و هرویین
 به تصویر می کشید
 ای کاش این روانپریشان آزاد
 نابیناییشان را به چشمانم می بخشیدند

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009