ساناز کریمی


در آستانه ی بشارت

در آستانه ی بشارت
 نه تکفیرشان کردم
 و نه نفرینشان
 تنها خندیدم
 نه بر معجزه شان
بر دستهایمان
 نه بر قیامتشان
 بر عدالتمان
نه بر تبذیرشان
بر حقارتمان
در آستانه ی ایات رسولان مبشر
تنها گریستم
بر دستهایمان
که به راستی می توانست حقیقت را مأمنی باشد
 و تنها گریستم
بر عدالتمان
که تبعیدش کردیم به بایگانی اساطیر
و سرانجام
 رسولان فقیر با ایت کوچکشان بر حقارتمان نازل شدند


 

 

بالای صفحه