کدام فاجعه ؟
محیط من حصار سیاهی هاست
چرا اگر تو نور باشی و از خاک وارهی ، شومی
چرا اگر ز اصل ثمر گیری
نشسته در گلورس ویرانه ، شیون بومی
محیط من نقاب تباهی هاست
چرا اگر تو مهر باشی و مجموع اختران خواهی
چه ابرهات به خاک سیاه بنشاند
چرا اگر به عشق نماز آری
ز هر کرانه تو را تیر زهر می خواند
محیط من غبار جداییهاست
چه واژگونه تو خاموش می شوی در خویش
چه شوم خاک تو را باد می کند ، فریاد
کدام فاجعه شبکورتر که در این جمع
غبار گردی و خورشیدیت رود از یاد
|