|
|
شهادت 2
چه کسی خواهد آمد
چه کسی ؟
آنکه در سینه ی خود سری داشت
سر را باخت
همه جز دار شهادت دادند
که دروغی است بزرگ
آنکه بر قامت فریاد صلیبی افراشت
چه کسی خواهد آمد
چه کسی ؟
که دگر حتی عشق
چشم فانوسی را
بر نمی افروزد
که دگر حتی مرگ
گوش آوایی را
ره نمی آموزد
اختری سوخته تنها می داند
که دگر ابر نخواهد گریید
همه جز دانه که زندانی بود
باغ را باغ شدند
دانه اما خبری باز نیاورد از باغ
|