آوای آزاد »  شاعران » سعید قنبری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

شعر 5

دوست دارم اندازه یه ظرفی که بشه توش یه چندتائی ستاره جا داد و دوتا شاخه گل رز با یه دریا
که انتهاش خورشید باشه . با یه قایق که باد سردرگم تو بادبوناش بپیچه و من و تو سوار
اون قایق باشیم و توی آئینه چین و چروک خورشید بریم تا جایی برسیم که خورشید از آب
اومده بیرون. اونوقت از خجالت چشمای تو بره زیر آب و یه آسمون برامون بمونه که تو
هر کدوم از ستاره هاشو خواستی بتونی بچینی .
اونوقت بجای هر ستاره من یه ذره از وجودمو می ذارم.
چون دلم نمی خواد آسمون بالا سرت تاریک و بدون ستاره باشه ... !

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009