شعر 2
کی می تونه جواب سوال یه ماهی
کوچولوی قرمز و بده ؟!
" هر سال آخرای اسفند که میشه میان از تو حوضچه
رفیقامو میبرن که تو مغازه ها بریزن توی لگن و تشت
تا یه بچه بیاد و با دویست تومن
یکی از رفیقامو که ازهمه هم باید زرنگتر باشه
برداره توی یه کیسه فریزر ببره تا خونه ش !
بعدشم بندازه تو تنگ. تا از پشت شیشه ی بی انتهای اون
فقط سبزی سبزه رو ببینه !
اونوقت انتظار دارن موقع سال تحویل بیاد
روی آب براشون بندری برقصه !!
خیلی ها از غصه قبل از سیزده می میرن !
بعضی هام به عشق سال دیگه که یه جفت بندازن تنگشون زنده می مونن ! "
حالا سوال من اینه :
عید ما ماهی ها کی میرسه ؟
تا بریم از مغازه یه آدم بگیریم و بندازیم تو کیسه فریزر
بعدشم بیایم. خونمون و بندازیمش توی تنگ
آب شیر رو سرش باز کنیم تا از کلر بمیره !!!
کسی نبود ؟
|