سعید قنبری


نیلوفر آبی

یه روز تو یه لجن زار پیر و متعفن وقتی همه جک و جونورا داشتن
کار همیشگی رو انجام می دادن یه نیلوفر آبی سرشو آورد بیرون !
هیشکی باورش نمی شد که تو اون لجن زار یه گل غنچه کنه ،
اونم یه نیلوفر آبی !
اون نیلوفر تو همون لجن زار شکوفه کرد و بزرگ شد ...
نه تنها رنگش عوض نشد ،
حتا پشه ها و مگس هام جرات نداشتن نزدیکش بشن،
چون از تمیزی و زیبایی اون می ترسیدن !
خیلی ها خواستن اداشو در بیارن اما نتونستن و رفتن زیر لجن !
اما اون هنوز همون جاس ...
به همون قشنگی و شادابی روز اول .

 

 

بالای صفحه