گر خوانده بود ...
ایا تمامت از شبها و روزها ی
روشن ما برخاست ؟
ایا ز جان تیره این دستها
آن برگ یاس رویش نخواست دیگر ؟
رویش نخواست ؟
ایا مرا دگر به جلوه نمی خواهد ؟
ایا مرا دگر به سینه نمی خواند ؟
گر خوانده بود لینک
پرتو گشا به سینه من چلچراغ بود
گر خوانده بود اینک رویای این کویر به چشمانم دیدار باغ بود
رنگ
ای عشق ای شکوه تمامت
ای باتزگشت چلچله
رنگین کمان!
رنگین کنمان وصل مهیا کن !
تا من فواره هلهله رنگ ... رنگ رنگارنگ
این بی دریغ رنگ رنگ رنگ ... رنگ را
با بازگشت چلچله
در پیش آفتاب تو بنشانم
ای عشق ای شکوه تمامت
ای بازگشت چلچله
رنگین کان !
رنگین کمان وصل تو : اینک خواب !
و اینک با خواب من فواره بلند هلهله رنگ رننگ... رنگ رنگارنگ
این بی دریغ رنگ رنگ راگ ... رنگ !
|