فلفل
فلفل از بئسه های تو میروید
شعر از لبانمن
قانون عشق چنین است
باید گذر کنم
معصوم و پکتر ز سیاووش
از شعله زار جنگل مژگانت
اما دریغ و درد کس با من این نگفت
کز نی نی سیاه دو چشمت حذر کنم
فلفل از بوسه های تو می روید شعر از ...
کنایه
آنی تو
آن کنایه مرموز
که در نهفت عشق روان است
دانستن ضرور
و گفتنش محال !ـ
تو .... آنی تو
از ما گذشت
باید به ابر بیاموزیم
تا از عطش گیاه نمیرد
باید به قفلها بسپاریم
با بوسه ای گشوده شوند
بی رخصت کلید
|