زبان طبیعت
در سکوت و خلوت سحر
پنجره ای به روی پرنده باز می شود
و افق از بدایت تا نهایت
پرنده را به پرواز می خواند
آسمان و درخت بر او آغوش می گشایند
و باد
در گوشش
عاشقانه آهنگ رهایی زمزمه می کند
پرنده در حسرت پرواز
و پرواز در حسرت پرنده
ای کاش
پرنده در زندان عادت
زبان طبیعت را از یاد نبرده باشد
|