فهرست اشعار < شاعران نامی معاصر < ورودی >
صفیر گلوله آوای حنجره ایست گوش از پرده ی دلفروز طبیعت بریده با تفنگ مشق می کنیم و با فشنگ واژه های خشونت را به دیوارهای متروک شهر می نویسیم کلام کهنه ی ما آتشفشان خونست از دهلیز رگهامان اضطرتب نان با ماست و اسارت زبان و با افسوس زنده ایم
بالای صفحه