فریاد
خروش خون سیاوش
پرواز عقاب را
با شکفتن بنفشه
در زمهریر یخ
بشارت داد
خورشید ، بر سرخ کوه
به قضاوت نشست
بین
داس و دانه و خک
و از باروی بلند گریو
بادها خروشیدند
کهر ،شیهه زد
و کهنه بر نوی میراثی
رقصی تازه نمود
در دست مجتبی
خروش خون همایون
به میمنت پرواز
گلگونی بخشید لاله زار
چنگایی را
ناله در افتاد در نی
و فریاد فریدونم
هوشنگ را
خروشاند در کوه
تا سیمره دوباره سراید
داستان محمود
در سرزمین خون و قمه
همراه مویه باد
|